سید علی بنی لوحی نویسنده کتاب "این مرد پایان ندارد"، از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که خود را خادم یاران حضرت روح الله در لشکر امام حسین (ع) می داند و معتقد است بزرگترین خوشبختی زندگی اش این بوده که او را در صحنه جهاد و شهادت راه داده اند، هر چند دست خالی و مانده از راه بازگشته است.
بخشی از کتاب:
در آزاد سازی تکریت بخاطر اینکه سقوط آن موصل را به خطر می انداخت آمریکایی ها ماشین حاج قاسم را مورد حمله قرار دادند برای همین هم بود که در بیشتر صحنه ها ایشان تلاش می کرد از ماشین و تجمع بچه ها دور شود و تنهایی جابجا شود تا خطر از دیگران هم دفع شود.
آمریکایی ها با زدن ماشین فرماندهی عملیات به ما می خواستند بفهمانند که نباید جلوتر بروید ولی حاج قاسم گوشش بدهکار نبود و کار خودش را می کرد تا تکریت را تصرف کردیم . در سوریه و در نزدیکی تنف که مقر آمریکایی ها بود و هنوز هم آنجا هستند زمانی که ما به سمت این جبهه حرکت کردیم تا عملیات را شروع کنیم هواپیماهای آمریکایی به ما حمله کردند که چند تانک و نفربر و یک بولدوزر منهدم شد و شهید هم دادیم ولی حاج قاسم با تغییر موضع سریع سالم ماند . آمریکایی ها برای آنکه در آن منطقه داعش از موقعیت ما مطلع شود فیلم آن را برای داعش ارسال کردند ما ظهر نماز خواندیم و حاج قاسم امام جماعت شد . چند ساعت بعد داعش یک ماشین انتحاری فرستاد برای به شهادت رساندن حاجی ولی ما تغییر مکان داده بودیم و عده ای از رزمندگان شهید شدند . در هر صورت آمریکایی ها سال ها تلاش می کردند حاج قاسم را شهید کنند چون تمام برنامه های آن ها را با شکست رو به رو کرده بود.
(روایت سردار اصغر صبوری به عنوان شاهد عینی )

بخشی دیگر از کتاب:
رهبر انقلابی ایران در سال 1388 و در برخورد با فتنه بزرگ داخلی، در پایان خطبه های نماز جمعه تارخی خرداد 88 در مناجات و توسلی معنوی با حضرت ولی عصر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، خطاب به ایشان چنین عرضه داشتند:
"خطاب آخری هم عرض کنم به مولایمان و صاحب مان، حضرت بقیه الله(ارواحنا فداه): ای سید ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام می دهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما هدیه دادید؛ همه این ها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد، این ها هم نثار شما باشد. سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما. صاحب ما تویی، صاحب این کشور تویی، صاحب این انقلاب تویی، پشتیبان ما شما هستید. ما این راه را ادامه خواهیم داد. با قدرت هم ادامه خواهیم داد. در این راه ما را با دعای خود، با توجه خود پیشتیبانی فرما".
این کتاب در کتابخانه شهدای ابوزیدآباد موجود است با عضویت در کتابخانه می توانید آن را به امانت ببرید.
























































کتابخانه عمومی شهدای ابوزیدآباد در زمینی با یک هزار و ۵۰۰ مترمربع و زیر بنای 775 مترمربع دربهمن ماه سال 1398، با حضور امیر هلاکویی سرپرست اداره کل کتابخانه های عمومی استان اصفهان، امام جمعه وقت ابوزیدآباد حضرت حجت الاسلام شاهمیری، بخشدار و معاون برنامه ریزی فرمانداری، رؤسای ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کتابخانه های عمومی و تبلیغات اسلامی و جمعی از مردم شهر ابوزیدآباد گشایش و به بهره برداری رسید و در حال حاضر علاقمندان و دوستداران کتاب شهر ابوزیدآباد از خدمات دهی آن مرکز بهره مند می شوند.