انسان; اشرف مخلوقات و رنج هایش
سه شنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۲ ساعت 12:37 توسط مسئول کتابخانه سید مهدی جوادی | 

پیشگفتار

به سبب نعمت اختیار و آزادی ایی که انسان ها از آن برخوردارند و زندگی بر روی کره خاکی که آمیخته به غفلت و ابهام است، گاهی این آدم ها مفتون جاذبه های فریبای دنیوی می شوند و از مسیر اصلی زندگی خود که کمتر رنج کشیدن و کمتر صدمه دیدن از مناسبات باهم است دور می افتند. اینجاست که صدای پیامبران فقط به عنوان بیم دهنده به گوش می رسد تا برخی آدمیان خفته، چشم خود را بگشایند و نروند به راهی که ثمری جز عذاب روحی و شکست تلخ زندگی به همراه ندارند.

اصلی ترین ماموریت و رسالتی که بیش از همه در پیامبران به چشم می آید این است که آنها با قلبی لبریز از عشق و شفقت نسبت به انسان ها در پی آن بوده اند که زمینه ی زندگی آرام و با کیفیتی را با کمک انسان ها برای خود انسان ها به وجود آورند. آنها همواره تلاش می کردند که انسان ها کمتر رنج بکشند، غالب تعالیم انها رنگ صلح و دوستی داشته و مهم ترین دغدغه ی آنها به گوش رساندن بانگی بوده که آدمیان را به ایمان و زندگی اخلاقی دعوت می کرد.

متن

1: آدمی به گونه ای آفریده شده است که در اثر مراقبت و پرورش صحیح و رشد معرفتی، می تواند به شکوفایی و کمال روحی برسد. این وضعیت، شرایط مثبتی برای او به وجود می آورد که از آن به انسانیت عقلانی یاد می شود. در کنار رشد و بلوغ جسمانی کسانی که به بلوغ عقلانی می رسند گام بسیار مهمی جهت بهره مندی از وصف روشن انسانیت برداشته اند.افرادی که صاحب عقل باشند، برای ایجاد صلح و جلوگیری از جنگ بیشتر تلاش خواهند کرد

2:افرادی که در تربیت و تلطیف عواطف و احساسات خود زحمت بیشتری می کشند و به اوصاف گرانبهای اخلاقی دست می یابند، علاوه بر رشد عقلانی از نعمت برخورداری از صفت انسانیت بهره مند هستند. همه آنهایی که به جای تامین فقط نیازهای شخصی خود، در جهت خرسندی و خوشدلی دیگران نیز به میزان شرایط و توان خود تلاش می کنند به این صفت نزدیک تر هستند.

3:صفت انسانیت در یک مرتبه بالاتر، نه فقط به بلوغ عقلانی، یا رشد و پرورش اخلاقی که به تحول و کمال وجودی باز می گردد.شخصیت چنین انسان هایی بدون هرگونه تعلق و عنوان و منصب و موقعیت اجتماعی مورد احترام قرار می گیرد. انسانیت در این تصویر، نوعی خودمختاری مثبت است، خودشکوفایی ستودنی است که آدمی را تحت تاثیردیگران قرار نمی دهد و او را شیفته این و آن یا دنباله رو دیگران قرار نمی دهد.یک خود والای مستقل است.

مرگ امام حسین علیه السلام در روز عاشورا از این جنس است. او به همه ی انسان ها عشق می ورزد. برای رهایی آدمیان، رنج و بلاهای فراوان به جان می خرد و حاضر نیست با ارزش های پست حاکم بر جامعه خود به جهت تحقیرآمیز بودن و عدالت ستیزبودن آنها کنار بیاید. انسان رشد یافته و به کمال رسیده خود را مسئول خویش و جامعه ی خویش می داند و خوب می فهمد که آنچه از او سر می زند، گریبان خودش را خواهد گرفت و او در دنیایی زندگی می کند که خود او نیز در به وجود آمدن آن مسئول خواهد بود

امام علی علیه السلام خطاب به مردم کوفه می گوید: ای مردم به سه چیز که در شما هست بدان گرفتار شده ام. اما آن سه چیز: با آنکه گوش دارید ولی کر شده اید، زبان دارید گنگ، و چشم دارید ولی کور گشته اید.

و همچنین امام اشاره می کند که راز این بیماری باطنی و کوری و گنگی درونی شما، به این سبب است که به تن حاضر هستید، ولی به خرد غایب هستید. این همان مصیبت بزرگی است که وقتی در میان افراد رواج می یابد، هم فرد را اسیر مشکلات و بلاهای سنگین می کند و هم جامعه را به رکود و فقر و عقب ماندگی می کشاند.

کسانی که ساحت ادب و اخلاق را در هم می شکنند و با مرکب بی اخلاقی می تازند، گرفتار آفت بی عقلی هستند. "آیه 22 سوره انفال می فرماید: البته، بدترین جنبندگان در نزد خدا، کران و گنگانی هستند که نمی اندیشند"

وقتی تن و اندام آدمی رشد کند و به بلوغ زیستی برسد، ولی عقل و اخلاق انسان در همان مرز کودکی باقی بماند، چنین انسانی هم پی در پی خطا می کند و به خود آسیب می رساند و هم اطرافیان و اجتماع خود را به دردسر و آزار و اذیت دچار می کند."آیه 179 سوره اعراف می فرماید: دلهایی دارند که در نمی یابند و دیدگانی دارند که با آن نمی بینند و گوش هایی دارند که با آن نمی شنوند.اینان همچون چارپایانند، بلکه گمراه ترند، اینانند که غافلند."

راه درمان کاستن از خسارت و شرارت، رشد و بلوغ عقلانی و اخلاقی انسان است. برای همین قرآن رسالت اصلی خود را دعوت به رشد و تعالی روحی انسان ها می داند." آیه 1 و 2 سوره جن می فرماید: ما از قران آیات عجیبی شنیدیم که به راه خیر و صلاح هدایت می کند، بدین سبب ما به آن ایمان آورده و دیگر هرگز به خدای خود مشرک نخواهیم شد"

و اما ابراهیم علیه السلام: ابراهیم همان آبرام عبری است که به معنی پدر گرامی و بزرگوار یا پدر یک جماعت بسیار می باشد

در این نوشته تصویر کلی حضرت ابراهیم را آورده ام و پیشنهاد می دهم هم خود، کتاب ابراهیم، طعم انسانیت را بخوانید و هم به دیگران معرفی نمایید. حضرت ابراهیم علیه السلام بهترین الگو برای افرادی است که می خواهند نه خود رنج ببرند و نه به دیگران آزار برسانند.

اولین ویژگی حضرت ابراهیم این است که دارای شخصیتی است جستجوگر، حقیقت طلب، که نسبت به آفرینش و سرمنشا آن حساس بوده و می کوشیده چه با نکته سنجی های عقلانی و چه با تهذیب دل و انجام عبادت، راز آفرینش را کشف کند.
این شخصیت جویا و پرتکاپو، خدا را در امور زوال پذیر بی دوام جستجو نمی کرده، زیرا زوال و فنا نشانه مهمی از فقر و تعلق و وابستگی است که بر پیشانی هر موجودی که می نشست، حکایت از آن داشت که آن موجود خدا نیست و خود نیازمند آفریدگاری است که می بایست بر اندام و لباس وجود و هستی را بپوشاند.

حضرت ابراهیم در کنار بحث از اثبات خالق و آفرینش گر آسمان ها و زمین در پی آن است که برای همه ی انسان ها ارائه کند که نمی توان به آنچه زوال پذیر و فناپذیر است دل بست و خود را اسیر و گرفتار آنان ساخت. رنج انسان ها اغلب به این سبب پیدا می شود و گسترش می یابد که آدمیان تعلق خاطر به چنین اموری می سپارند.

این شرط عقل است که چنین تفکیکی را بعمل آورد تا آدمی از آنچه زوال پذیر است، به عنوان محبوب، معشوق، غایت آرزوها و خوشبختی ها، روی گرداند و به آنها نگاه ابزاری کند. برعکس به آنچه ماندگار است دل بسپارد و با آن روح خود را غنی و نیرومند سازد.

به نظر می رسد اموری از جنس معرفت، شفقت بر خلق و بالاتر از همه، ایمان و دلسپردگی به خداوند، از جنس اموری ماندگار هستند و از روح آدمی حتی پس از مرگ دست بر نمی دارد. ولی تمام جاذبه های این عالم، اعتباریات زندگی، مانند قدرت و ریاست و جاه و جلال ظاهری، همه فرونشستنی و از خاطررفتنی هستند.

مال و پول و ریاست می توانند بهترین وسایل، برای دست یابی به یک زندگی مطلوب و ارزشمند باشند، به شرط آنکه حد و حدود آنها معلوم باشد و فقط به عنوان وسایل مورد توجه و استفاده قرار گیرند. مشکل این است که آدمیان چنین ابزارهایی را مانند خدا می پرستند و تمام ذهن و فکر و روح خویش را صرف توجه و به دست آوردن آنها می نمایند به این ترتیب از تهذیب دل و کسب معرفت و رسیدن به عرصه های سلامت روان و زندگی اخلاقی غافل می مانند.

در مورد روابط انسانی هم این قانون حکمفرماست. یعنی اگر حتی روابط بین انسان ها گونه ای باشد که به جای گسترش دایره کمال و تعالی، موجب تحقیر انسان و کاهش ارزش های انسانی شود در این صورت به این گونه دوستی ها نیز باید با تردید و تامل بسیار نگاه کرد.

نتیجه ی تحول در بینش انسان، تحول در سلوک اخلاقی و زندگی معنوی است. وقتی در چشم کسی جهان آنگونه که هست هویدا می گردد، راه دلبستگی به پدیده های ناپایدار و بی دوام سخت تر و امکان وراستگی و پیراستگی دل فراهم تر می شود. سالکان این طریق، لحظه به لحظه و گام به گام به خلوص و روشنایی درون می رسند، و از تعلقات دلشکاف پدیده های بیرونی آزاد می گردند. این همان موهبت بزرگی است که حضرت ابراهیم در تجربه والامعنوی خود به آن دست یافته است، موهبت خلوص درونی و گریز از شرک و آشفتگی روحی انسان.

دومین ویژگی ممتاز حضرت ابراهیم علیه السلام این است که ایشان سخت فرمانبردار و تسلیم تمام عیار خداوند است.آنگونه که به فرمان خداوند هاجر و فرزندش اسماعیل را به بیابانی لم یزرع و بی آب و علف رهنمود می کند و با تمام علاقه ای که به این فرزند دارد او را به قربان گاه می برد و آماده قربانی می کند. انگیزه ی این عمل برای پیروز آمدن در آزمون ایمان به خداوند است.

ریشه ی ایمان را از امن و معنی امن یعنی اعتماد بدون هراس، اطمینان بدون ترس. مومن کسی است که با اعتماد و اطمینان بسیار و به دور از دلشوره و هراس، حضور خداوند را در قلب و روح خود تصدیق می کند و به آرامش می رسد

نتیجه

خداوند ابراهیم را به عنوان سرمشق برای همه ی انسان ها معرفی می کند و در رفتار و سلوک ابراهیم آنچه مشاهده می شود، تلاش انسانی بزرگ است که درد فرزانگی در سر دارد و از جهل و فسق و فرومایگی انسان ها بیزار شده است.ابراهیم به خوبی دریافته است که آدمیان به میزان رشد روحی خود و بالاتربودن درک عقلی خویش می توانند از نعمات زندگی بهره مند گردند. هرچه درون انسان متحول و متعالی باشد از مجموعه نعمات روی زمین بهترین های آنها را انتخاب می کند و هرچه آدمی ناپخته و خام باشد دست به انتخاب های غلط و ناصحیح می زند.

ابراهیم در همه ی طول عمر خود در پی فرزانگی است. زیرا اگر آدمیان در مسیر فرهیختگی قرار بگیرند، به هر میزان که فرهیخته شوند، دست به انتخاب های خوب خواهند زد و انتخاب های خوب، زندگی آنها را سرشار از آرامش و شادی خواهد کرد.برای همین ابراهیم از خداوند فرزانگی می خواهد، به فرزانگی می رسد و خداوند یک انسان فرهیخته فرزانه را امام و الگوی خلق می کند تا آدمیان فراموش نکنند که راه سعادت در کالاهای گرانبهای بیرون از خویش نیست بلکه درون خویش است.

منبع

ابراهیم،طعم انسانیت؛ ناصر مهدوی؛ انتشارات دوستان

برچسب ها :

معرفی کتاب

،

رنج

،

انسان

،

خودسازی

تابلو اعلانات
کتابخانه عمومی شهدای ابوزیدآباد کتابخانه عمومی شهدای ابوزیدآباد در زمینی با یک هزار و ۵۰۰ مترمربع و زیر بنای 775 مترمربع دربهمن ماه سال 1398، با حضور امیر هلاکویی سرپرست اداره کل کتابخانه های عمومی استان اصفهان، امام جمعه وقت ابوزیدآباد حضرت حجت الاسلام شاهمیری، بخشدار و معاون برنامه ریزی فرمانداری، رؤسای ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کتابخانه های عمومی و تبلیغات اسلامی و جمعی از مردم شهر ابوزیدآباد گشایش و به بهره برداری رسید و در حال حاضر علاقمندان و دوستداران کتاب شهر ابوزیدآباد از خدمات دهی آن مرکز بهره مند می شوند.
........................................
کتابخانه دارای بخش های مختلف از قبیل مخزن کتاب، مرجع، کودک و نوجوان، کمک درسی، سالن های مطالعه به صورت مجزا برای خواهران و برادران می باشد که به مرور زمان مجهزتر خواهد شد.
.......................................
ساعت فعالیت کتابخانه شهدای ابوزیدآباد
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 الی 16
پنج شنبه ها تا پایان سال تعطیل است.
کتابخانه روز جمعه و تعطیلات رسمی دایر نمی باشد.
.......................................
مدارک لازم جهت عضویت کتابخانه: هزینه عضویت، یک قطعه عکس، اطلاعات هویتی، ارتباطی و تحصیلی از قبیل کد ملی، سال تولد، تلفن منزل و موبایل می باشد.
......................................
به هر کد ملی که در سامان ثبت شود 5 کتاب امانت داده می شود. مدت امانت هر کتاب 14 روز است،
در صورت عدم تمدید و تاخیر در بازگشت، به هر کتاب روزانه 500 تومان جریمه تعلق می گیرد.
......................................
تلفن کتابخانه جهت تمدید کتاب های در امانت: 54256556
.....................................
آدرس: ابوزیدآباد- چهارراه داروخانه شبانه روزی دکتر خادمی - انتهای کوچه ششم دانش- روبروی کارونسرا شاه عباسی

هدایت به بالای صفحه




در اين وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

پشتیبانی

Image

Image